معلم و مربی نقشی حساس و تاثیر گذار در روند رشد و خودشناسی کودکان ایفا می کند. این تاثیر گذاری همان قدر که می تواند مثبت و سازنده باشد در صورت بی تجربگی و اهمال و سستی معلم اثرات مخرب و زیانبار برجا می گذارد.

مونته سوری معتقد بود که اغلب معلمان بی تجربه که اهمیت زیادی به تدریس می دهند و وظیفه خود را تنها به کارگیری مواد آموزشی به صورت صحیح و معنی دار می دانند از حقیقت فاصله زیادی دارند، زیرا حرفه معلمی، از اینها بالاتر است. «کار اصلی یک معلم ، جهت دادن به رشد روحی و روانی کودک است. » (مونته سوری،1385،ص151)

در روش تدریس ویژه و معمول مدارس مونته سوری ، بخش عمده و اساسی هر کاری را خود کودک انجام می دهد. همین که کودک به سنی برسد که قادر به انجام کارهای معنی دار و مفید باشد، به عقیده مونته سوری باید تعلیم و تربیت او آغاز گردد و خود کودک، شروع به انجام داوطلبانه آن دسته از تمرین های جسمانی کند که متضمن فراگردهای منطقی و معقولی باشند. در این معنا، کودک، درگیر فعالیتی می شود که باید به طور مستقل انجام پذیرد و معلم حق هیچ گونه دخالتی در این فعالیت ندارد. کار معلم فقط محدود به این است که مواد آموزشی لازم و مناسب را به کودک ارائه بدهد.

به اعتقاد مونته سوری، قبل از انجام هر کاری، یک معلم ، باید نگرش ها و افکارش را دو قطبی کند. زمانی که کودک مشغول انجام کارهای خود است، او باید برای آن ارزش و اعتبار قایل شود و با اقدام به ارزیابی و تصحیح آنها، فعالیتش را مختل نسازد. البته این به معنی سکوت معلم و هرج و مرج در کلاس نیست بلکه ارزش قایل شدن به فعالیت کودک و عدم دخالت در کار او فقط زمانی قابل توجیه است که کودک قدرت تمرکز حواس بر روی چیزی را پیدا کرده و کنجکاو شده باشد وگرنه اعتبار قایل شدن برای فعالیت هایی که توام با بی نظمی و نابسامانی کامل است، به هیچ وجه کار درستی نیست.

یک معلم نمونه باید همچون زنی که خانه را برای همسرش جذاب، زیبا و تمیز می کند، خود را به طور کامل، وقف محیط زندگی کودک کند. اما این هم کافی نیست . او باید از آنچه در رابطه با کودک رخ می دهد کاملا آگاه باشد و با دست های خود، گهواره عقل کودک را به حرکت درآورد. کار معلم، زمانی تمام می شود که او تصوری روشن و واضح از آن کار داشته باشد.

در مدارس مونته سوری ، محیط، خود، معلم کودکان است. کار معلم ، تنها این است که کودک را در معرض ارتباط و تماس مستقیم با محیط قرار دهد و نیز به او راه به کارگیری اشیا را بیاموزد. (مونته سوری، 1385،ص150)

بر اساس این الگوی آموزشی مربی و معلم در بحث خود انضباطی نباید کودکان را با هم مقایسه کند و یا کودکی را وادار به کاری کند یا از قبل برای او برنامه ای بریزد و به او تحمیل کند، بلکه او باید آن قدر علم و توانایی داشته باشد تا با سیاستی عمیق، زیبایی و لزوم این انضباط را به کودک بفهماند. بدین ترتیب، کودک خود برای انجام عمل ترغیب می‌شود. این اتفاق با نوازش کودکان و همراه کردن آنان در مسیر دلخواه روی می‌دهد. اشتیاق ذاتی کودکان برای یادگیری با فرصت دادن برای به کارگیری فعالیت های اختیاری و غیر اختیاری و با راهنمایی مربی آموزش دیده تشویق می‌شود. کودکان در حین کار، قدرت تمرکز خود را تقویت می‌کنند و احساس خوش آیندی از حس خود انضباطی خویش به دست می آورند.(نامه مربی، 1386)

منابع

مونته سوری، ماریا، ( 1385 ) کودک در خانواده،اصول اساسی روش جهانی و مشهور مونته سوری(سعید بهشتی، مترجم). تهران : سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل

چند ویژگی برجسته در روش مونته سوری(1386). نامه مربی شماره ی 44( مرداد و شهریور): ۳۹-۴۴

 

هدا غلامی

 

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *