از دیدگاه مونته سوری، در میان تمام اموری که برای رشد کودک لازم است، آنچه بیش از همه مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته ، نیازهای روانی و معنوی کودک یا همان تحقق و فعلیت یافتن « هویت انسانی» او است. به عبارت دیگر ، «انسانیت» کودک از نظر دور مانده است.

ما بزرگترها، صرفا به فکر تامین سلامت و بهداشت جسمانی کودکان خود هستیم، مثلا هوای تازه و آفتاب را برایشان بسیار ضروری می دانیم. البته اینها برای بدن کودکان، لازم و مفیدند اما باید متوجه باشیم که خورشید، یک منبع نورانی و حرارتی واحد است، حال آنکه در دنیای روانی، یک نور مشترک، برای تمامی انسان ها مفید نیست. زیرا در آن پهنه، هرکس براساس طبیعت و سرشت مخصوص خود، ساختار درونی ویژه ای دارد. این ساختار به تدریج و با لطافت خاصی شکل می گیرد؛ چیزی که ما با توسل به زور و سخت گیری ، آن را ویران می کنیم . ما باید خود را نسبت به درک و فهم تمامی نیازهای کودک، مسئول و متعهد بدانیم. اگر چنین کنیم، آنگاه قادر به عرضه کمک ها و مساعدت های لازم و مناسب به کودکان خواهیم بود. (مونته سوری، ۱۳۸۵، ص)

وقتی بزرگترها از علایق طبیعی کودک برای انجام فعالیت های گوناگون، ممانعت می کنند ، در واقع، زندگی کودک، توانایی انجام کارهای مفید، و به کارگیری انرژی اش را دچار محدودیت می سازند؛ یعنی در یک کلمه، به مانعی بر سر راه او مبدل می شوند، در نتیجه کودک در جاده انحرافی قدم می گذارد و به سمت چیزهای بیهوده ای کشیده می شود؛ چیزهایی که هیچ گاه او را به مقصد نمی رسانند.

مونته سوری می گوید : «اصولا «سیستم عصبی» کودک به نحوی است که از این گونه تضادها، صدمه می بیند و حتی امروزه پزشکان متوجه شده اند که علت اولیه و اصلی بسیاری از« اختلالات عاطفی » همان محدودیت ها و موانعی است که در مقابل تمایلات کودکان اعمال شده است.» (مونته سوری، ۱۳۸۵،ص ۱۲۵)

این دیدگاه معتقد است که برای نجات کودک از این روحیه افسرده باید او را در انجام فعالیت هایش آزاد بگذاریم چرا که: «آزاد گذاشتن کودکان در انجام فعالیت های مورد نظر خودشان سبب می شود که آنها نسبت به دیگران علاقه مند شوند، مستقل بار آیند و مشحون از رغبت ها و علایق مطلوب و پسندیده گردند.»

الگوی مونته سوری بر پایه ی تفاوت فردی است. کودکان وقتی برانگیخته می شوند، که خودشان یاد بگیرند. اگر آن ها با اشتیاق بر روی طرح خاصی متمرکز شوند، دریافت بهتری دارند و می آموزند که خودشان را آموزش دهند.

یکی از مهم ترین مسائل موجود در این الگو، تلاش برای ارزش و اعتباردهی به تمامی فعالیت های مستدل و معقولی است که کودک جذب آنها می شود و سعی در درک و فهم آنها دارد. چرا که به اعتقاد مونته سوری «کلید تعلیم و تربیت در اینجا نهفته است، یعنی باید لحظات گرانبها و پرارزشی را که در آن کودکان بر اشیاء و پدیده های خاصی متمرکز می شوند، مغتنم شماریم و کاملا بشناسیم. شناخت این لحظات برای تدریس اموری چون خواندن، نوشتن ، بیان داستان و سپس دستور زبان ، ریاضیات ، زبان خارجه و غیره ، کاملا مفید است.»

منابع

مونته سوری، ماریا، ( ۱۳۸۵ ) کودک در خانواده،اصول اساسی روش جهانی و مشهور مونته سوری(سعید بهشتی، مترجم). تهران : سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل

 

 

هدا غلامی

0 Reviews

امتیاز جدیدی ثبت کنید!

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 17 =